خلاصه کتاب حکایت دولت و فرزانگی - سبک برتر | آموزش مهارتهای فردی و سازمانی
خلاصه کتاب حکایت دولت و فرزانگی

۲۵ مرداد ۱۳۹۵

خلاصه کتاب حکایت دولت و فرزانگی

بیشتر مردم می‌ترسند چیزی بخواهند و وقتی عاقبت چیزی می‌خواهند، به اندازه‌ی کافی اصرار نمی‌ورزند و این خطاست!

یک سوال بسیار مهم از خودت بپرس چطور شده که هنوز دولتمند نشده‌ای؟

آیا به طور جدی این سوال را از خودت پرسیده‌ای؟

آیا از کارت راضی هستی؟

دولت و فرزانگی

– یقین حاصل کن که در انتخاب حرفه‌هایت مثبت باشی. همه ثروتمندان و دولتمندان کارهایشان را دوست دارند و کار برایشان فعالیتی لذت بخش است. پس از شغلت لذتت ببر و دوستش داشته باش.

اگرچه باید از کارت لذت ببری، اما به تنهایی کافی نیست. برای دولتمند شدن باید از اسرار آن آگاه باشی. آیا به راستی معتقدی این اسرار وجود دارند؟

اگر فکر می‌کنی نمی‌توانی دولتمند شوی، به ندرت دولتمند می‌شوی پس باید با شور و شوق طالب آن باشی. بزرگترین محدودیت کمبود تخلیل است به همین دلیل اسرار دولتمندی در همه جا تا این حد حفظ شده است.

حکایت آموزش جوان برای غنیمت شمردن فرصت و خطر

برای دریافت اسرار ثروت چقدر حاضری بپردازی؟

این اسرار بسیار با ارزش هستند و نمی‌توان روی آن قیمتی گذاشت.

نکته: از ازل، ثروتمندان از پول دیگران سود جسته‌اند تا بر دارایی خویش بیفزاید، هر کس که به راستی جدی بوده، به پول نیاز نداشته تا بر پول بیفزاید.

نکته مهم: اشخاصی که صبر می‌کنند تا اوضاع و شرایط عالی از راه برسد هرگز کاری را به انجام نمی‌رساند زمان برای عمل همین حالاست.

اگر می‌خواهی در زندگی موفق شوی، باید مطمئن شوی که حق انتخاب نداری باید پشتت را به دیوار بچسپانی افرادی که در دست زدن به خطر تردید می‌کنند و از آن احتراز می‌جویند، زیرا همه امکانات را در اختیار ندارند هرگز به جایی نمی‌رسند. وقتی همه درهای خروجی را به روی خود می‌بندی و پشتت را به دیوار می‌چسپانی، همه قدرت‌های درونت را به تحریک وا می‌داری پس پشتت را به دیوار بچسپان.

– حتی اگر از منابع خودت یقین مطلق داشته باشی، باز بدین معناست که باید به نخستین کسی که سر راهت قرار می‌گیرد اطمینان کنی.

آموزش ایمان

شاید دولتمند شدن زیادی آسان بنماید. اما نگذارید سادگیش شما را بفریبد هربار که دچار شک و تردید می‌شوید گفته موزارت را به یاد آورید. نبوغ در سادگی است . زمان که بگذرد، وقتی دولت به صورت مغناطیسی و به غیر منتظره‌ترین شکل ممکن به سوی شما جذب شود، فهم و ادراکش را آغاز خواهید کرد.

دقیقابا همه قلبم همین امید را داشتم: فهم و ادراک!

به محض شناخت این راز، چرایی اعتقادبه آن را خواهید دانست. اما در آغاز به رغم سادگیش، این راز چنان شگفت خواهد نمود که قادر به فهم یا باور کردنش نخواهید بود از این رو، باید از شما بخواهم که اندکی ایمان داشته باشید. اگر راز وجود داشته باشد، به علت ایمانتان صاحب همه چیز شده‌اید. اگر وجود نداشته باشد، چیزی از دست نداده‌اید.

تمرکز بر هدف

رقم پولی را که می‌خواهی و اینکه چقدر به خودت فرصت می‌دهی آن را به دست آوری بنویس.

همه دولتمندانی که شناخته‌ام به گفته‌اند به محض اینکه رقمی را نوشتند و مهلتی برای کسب آن تعیین کرده‌اند، دولتمند شدند. اگر ندانی به کجا می‌روی احتمالاً به هیچ جا نخواهی رسید.

همین است جادوی هدف کمیت یافته.

آنچه بیشتر مردم یا دست کم افراد ناموفق از آن بی‌خبرند این است که زندگی دقیقاً همان چیزی را می‌دهد که می‌خواهیم پس نخستین کاری کاری که باید کرد این است که دقیقاً آنچه را که می‌خواهی درخواست کنی. اگر تقاضای تو مبهم باشد، آنچه به دست می‌آوری همان قدر درهم و بر هم خواهد بود اگر حداقل را بخواهی، حداقل را به دست می‌آوری.

هر درخواستی که می‌کنی باید کاملاً دقیق باشد. وقتی ثروتی را در نظر می‌گیری، باید مقدار و مهلت اکتساب آن را تعیین کنی.

مردم معمولاً چه می‌کنند؟

حتی طالبان پول فراوان همین اشتباه را می‌کنند:

مقدار دقیق و مهلت اکتساب آن را تعیین نمی‌کنند.

اگر می‌خواهی مجاب شوی از عده‌ای بپرس که می‌خواهند سال آینده چقدر پول درآورند از آن‌ها بخواه که فوراً جواب دهند. اگر آن شخص در راه کامیابی باشد، اگر واقعاً بداند که به کجا می‌رود، و اگر اهمیت ندهد رازش را با تو در میان نهد، خواهد توانست بی‌درنگ پاسخ گوید.

اگرچه نه نفر از ده نفر، قادر نخواهند بود که به مغزشان فشار بیاورند و جواب سوال به این سادگی را بدهند. این معمولی‌ترین اشتباه است زندگی می‌خواهد بداند که دقیقاً از آن چه می‌خواهی، اگر چیزی نخواهید، چیزی به دست نخواهید آورد.

به رغم هر شغلی که انتخاب کنی، مهمترین کاری خواهد بود که در زندگی به انجام خواهی رساند نامش کارکردن با خویشتن است.

ارزش تصویر از خود

نخستین چیزی که باید دریابی این است که رقمی که بر روی آن صفحه کاغذ نوشتی، مفهومی بسیار ژرفتر از آنچه می‌پنداری دارد. در واقع آن رقم نمایانگر ارزشی است که در چشم خود داری. در نظر توچه بخواهی به آن اعتراف کنی و چه نه همان اندازه‌ی مبلغی که تعیین کرده‌ای ارزش داری. نه چیزی بیشتر.

شرایط بیرون چندان مهم نیست این را خوب به خاطر نگهدار: همه رویدادهای زندگیت آینه‌ای است که اندیشه‌هایت را باز می‌تاباند. اگر به پذیرش این توهم گسترده که عوامل بیرونی زندگیت را تعیین می‌کنند ادامه دهی، ذهنت نخواهد توانست این اصل را دریابد. در واقع هر چیز زندگی مسئله گرایش است.

زندگی همانگونه است که تصورش می‌کنی. هر چیز که برایت پیش می‌آید، محصول اندیشه‌های توست. پس اگر می‌خواهی زندگیت را عوض کنی، باید از عوض کردن اندیشه‌هایت آغاز کنی، بی‌تردید این را اندکی کهنه و مبتذل می‌انگاری.

حقیقت این است که همه کسانی که در زندگی به رغن زمینه کارهایشان امور بزرگی را به انجام رسانده‌اند، همواره مخالفت‌های جدی متفکران را نادیده گرفته‌اند. این بدین معنا نیست که با هوشمندی مخالفم کاملاً به عکس. استدلال و منطق برای کامیابی امری اساسی است. اما کافی نیست. باید آن را به صورت ابزار و خادمانی وفادار به کار گرفت نه بیشتر.

در بیشتر موارد، استدلال و منطق در راه توفیق بزرگ به موانع راه بدل می‌شوند، زیرا شاهکار بزرگ توسط کسانی آفریده شده‌اند که به قدرت ذهن ایمان داشته‌اند. افراد موفق هیچگاه نمی‌گذارند که اوضاع و شرایط بیازادشان. به هنگام مواجه با بزرگان گذشته می‌بینی اوضاع و شرایط آنان نیز به همین دشواری و اغلب حتی دشوارتر از معاصران بوده است.

اما این فقط سبب شده تا برای دستیابی به نیروی درونشان ژرفتر روند آن بزرگان اعتقاد راسخ داشتند که می‌توانند امور بزرگ را به انجام برسانند همه آنهایی که ثروتمند شده‌اند عمیقاً معتقد بودن که می‌توانند دولتمند شوند و به همین دلیل کامیاب شدند.

به یاد داشته باشید که امپراطوری‌های بزرگ یک شبه ساخته نشده‌اند در درون هر انسانی نوعی رُم هست. آنچه حیرت انگیز است این است که این شهر هم دقیقاً به همان صورتی است که تصورش را می‌کنی، هم به طرز شگفت انعطاف پذیر اندازه‌ی شهر تو بسته به محدوده‌ای است که برایش تعیین می‌کنی.

همه اندیشمندان خردمند در طول اعصار گفته‌اند که بزرگترین محدودیت‌ها، حدودی است که انسان بر خویشتن تحمیل می‌کند؛ و از این رو، بزرگترین مانع کامیابی، مانع ذهنی است. حد و مرزهای ذهنی‌ات را بگستر تا حد و مرزهای زندگیت را بگستری. محدودیت‌ها را منفجر کن تا محدودیت‌های زندگیت را منفجر کنی. اوضاع چنان دگرگون خواهد شد گویی با سحر و جادو، از روی تجربه سوگند می‌خورم که این حقیقت دارد. زندگی در برابر محدودیت‌های که برای خود تعیین کرده‌ایم سر خم می‌کند.

اشخاصی که معمولاً شکست می‌خورند کمتر از همه از این اصول کلیدی و کامیابی دولت آگاهند. افراد موفق از این پدیده با خبر شدهئاند و بیشترین کار را بر روی تصویری که از خود دارند به انجام رسانده‌اند.

راز هر هدف این است که هم جاه طلبانه باشد و هم قابل دسترس. اما فراموش نکن که بیشتر مردم زیادی محافظه کارند. از انفجار محدودیت‌های ذهنی خود می‌هراسند. محدودیت‌های ذهنی خود را به نوعی عادت بدل کرده‌اند. عادت کرده‌اند به برون بروند. مجاب شده‌اند که زندگی فقط همین است از رؤیا می‌ترسند.

نباید از گسترش حد و مرزهای ذهنی‌ات بترسی و بهراسی. آنچه فقط با نوشتن اعداد بزرگتر و بزرگتر در یک ساعت می‌توانی به انجام برسانی حیرت انگیز است.

تا شش سال از تاریخ امروز دولتمند می‌شوم و همچنان دولتمند می‌مانم

مادامی که به آرمان دولتمند شدن خو نگرفته‌ای، و ماورای که این آرمان بخشی از زندگی و درونی‌ترین اندیشه‌هایت نشده است، هیچ چیز نمی‌تواند به تو کمک کند تا دولتمند شوی.

کشف نفوذ کلام

راز پرورش این شخصیت در کلام همراه با تصاویر است. راه ویژه‌ای که اندیشه از آن طریق خود را بیان و عیان می‌کنند.

خواستن بهترین مایه بقای اندیشه‌هایت است. هرچه خواستن شدیدتر باشد، خواسته‌ات با شتابی افزونتر در زندگیت متجلی می‌شود.

راه دولتمند شدن خواستن شدید آن است.

آرزو همراه با ایمان کارساز است و راه کسب ایمان از طریق تکرار کلام است.

نخستین آشنایی با دل گل سرخ

‌اکنون میدانی که چه بخواهیم و چه نخواهیم، کلام بر زندگی‌مان عمیقاً تأثیر می‌گذارد. اندیشه حتی دروغ اگر معتقد باشیم که راست است می‌تواند بر ما تاثیر نهد.

قدرت کلام را به یاد بیاور به یاد بیاور مشکلی که با آن روبرو هستی همانقدر به تو نامربوط است که این تهدید چون تویی که با مشکل دست و پنجه نرم می‌کنی. لازم نیست که اضطراب حاصل از آن را بر شانه حمل کنی، یا بگذاری که مشکلت آنقدر برایت مهم شود که به تو ضربه بزند.

زوزی خواهی آموخت که تسلط بر تقدیریت، و جامه عمل پوشاندن به رویاهایت هدف غائی در زندگی است مابقی بی‌اهمیت است.

زندگی بسته به چارچوب ذهنی‌ات می‌تواند بر روی زمین باغ گل سرخی یا جهنمی باشد اغلب به گل سرخ بیاندیش

لازم نیست بار مشکلاتت را بر شانه حمل کنی. جهان چیزی جز بازتاب ضمیر درونت نیست و اوضاع و شرایط زندگیت آیینه‌ای است که تصویر زندگی درونت را باز می‌تاباند بر گل سرخ تمرکز کن تا حقیقت و شهودی که برای هدایت سراسر زندگیت نیاز داری را بیابی.

راز دوگانه دولت را نیز خواهی یافت: عشق به هر آنچه می‌کنی و عشق به دیگران

تسلط بر ضمیر ناهوشیار

اگر ایمان داشته باشی که کاری را به انجام خواهی رساند، به انجامش خواهی رساند. هرچه اعتقاد به دولتمند شدن را درونی‌تر کنی، قدرتمندتر می‌شوی.

ذهن استدلالی با هوشیارت را نباید مجاب کنی باید با تخیلت کارکنی و تخیل همان چیزی است که بعضی از افراد ان را ذهن ناهشیار می‌خوانند. بخش نهفته ذهن است، و بسیار قدتمندتر از بخش هوشیار سراسر زندگیت را هدایت می‌کند و بدان که ذهن ناهوشیار (نیمه هوشیار) در برابر نفوذ کلام، تأثیر پذیر است. اوضاع و شرایط بیرونی، با دقتی حیرت انگیز به طمبقت با تصویری که از خودت داری می‌انجامد.

مهمترین کار این است که به بهترین شکل ممکن، وانمود کنی که چیزی حقیقت دارد. چرا باید با ذهن ناهوشیار کارکرد؟ صرفاً به این دلیل که اگرچه قدرتمند است، نمی‌تواند میان حقیقی و کاذب فرق بگذارد. بهترین راه حل تکرار است این فن تلقین به خود خوانده می‌شود.

ذهن ناهشیار برده‌ای است که می‌تواند ارباب ما شود، صرفاً به این دلیل که چگونه بی‌نهایت قدرتمند است. اما کور نیز هست و باید بیاموزی که چگونه به آن حقه بزنی.

کلام نفوذی عظیم دارد. تلقین به خود، در زندگیمان نقشی عمده ایفا می‌کند. اگر از آن آگاه نباشی اغلب بر ضد تو کار خواهد کرد. اما اگر از آن بهره‌مند شوی همه اقتدار عظمتش در خدمت و اختیارت خواهد بود.

بحث در باب ارقام و قواعد

باید از رویای دولتمند شدن آغاز کنی، آنگاه باید بدانی چگونه به رویایت کیفیت ببخشی و آن را به حاصل جمع پول و تاریخ برگردانی. این باید نخستین تمرین باشد که انجام می‌دهی با ارقام بازی کن چندی نمی‌گذرد که می‌بینی این بازی کوچک آشکار خواهد کرد به راستی کیستی.

هدف ساده بر روی کاغذ آوردن هدف‌ها و مهلت‌ها و مجموع ارقامت، نخستین گام به سوی تبدیل آرمانت به معادل مادی آن است.

لازم نیست بدانی چگونه آن را به انجام خواهی رساند. فقط باید دریابی که اگر تنها امیدت ۱۰ درصد افزایش حقوق سالانه است و نخواهی به طور غیر قانونی کار کنی یا باید ترفیع بگیری یا شغلت را عوض کنی تا بتوانی به هدفت برسی.

فقط ذهن ناهوشیارت را از هدف اشباع کن و مرتباً ارقام و هدف‌ها را بنویس ذهن ناهوشیارت مابقی کارها را انجام خواهد داد. مراقب فرصت‌ها باش و همین که فرصتی پیش آمد، بی‌درنگ آن را بقاپ، نگذار از ترس فلج شوی. وقتی هدف‌هایت را آفریدی، به خاطر داشته باش مردم زیادی محتاطند. معتقد نیستند اندکی ارزش دارند.

زندگی دقیقاً همان چیزی را به ما می‌دهد از از آن انتظار داریم نه کمتر و نه بیشتر. هر آنچه را که با تاکید بگویی سوخت و ساز یافته و از اعتقاد راسخ ژرف درونی نیرو یافته از آتش تکرار با سرعتی هرچه تمامتر شکل خواهد پذیرفت.

قاعده‌ات را با صدای بلند تکرار کن زیرا تأثیر آن بر ذهنت نیرومندتر می‌شود. گویی دستوری که به ذهن ناهشیارت می‌دهی از بیرون می‌اید و در نتیجه آمرانه‌تر می‌نماید.

قاعده مالی‌ات خواهد گذاشت که به هدف‌های مالی‌ات وحتی بیش از آن برسی. اما ماوراء این که دولت را می‌جویی، هرگز از این واقعیت چشم بر ندارد که اگر شادمانی و نیک بختی را از دست بدهی، همه چیز را از دست خواهی داد. دویدن از پی پول می‌تواند به وسواس بدل شود و نگذارد از زندگی کام بجویی.

امیل کوئه یک قاعده بسیار خوب را عنوان کرد

هر روز زندگی من هر جهت بهتر و بهتر می‌شود

بیشتر مردم می‌خواهند خوشبخت باشند اما نمی‌دانند جویای چیستند. پس ناگزیر بی‌آنکه هیچگاه آن را یافته باشند می‌میرند.

من کلید نیکبختی را به تو می‌دهم. با این کلید خواهی توانست بدون ذره‌ای تردید در هر زمان از زندگیت دریابی که کاری که به آن سرگرمی به نیک بختی خواهد انجامید یا نه.

از خودت بپرس: اگر قرار بود همین امشب بمیرم، آیا می‌توانستم در لحظه مرگ به خود بگویم که همه کارهایی که می‌خواستم در این روز به انجام برسانم را به انجام رسانده‌ام؟

هرگاه هر روز دقیقاً آنچه را که ضمیر ناخودآگاهت احساس می‌کند که همان روز باید به انجام برسانی به انجام رساندی، هر روز ازادی که جهان را ترک کنی.

کسانی که هیچگاه از آنچه انجام می‌دهند به راستی لذت نمی‌برند یا آنان که از رویای خود دست کشیده‌اند، به گروه مردگان زنده متعلقند. برای فهم راستین با صمیمیت و صداقت کامل از خودت بپرس و به آن پاسخ بگو اگر دروغ بگویی تنها به خودت دروغ خواهی گفت و در این بازی بازنده خواهی شد.

اگر قرار بود فردا بمیرم با آخرین ساعات زندگیم چه می‌کردم؟

راز نیک بختی اسن است که هر روز چنان زندگی کنی که گویی آخرین روز زندگی توست. و با انجام کاری که می‌خواهی آن روز را به کامل‌ترین نحو زندگی کنی.

با این اندیشه زندگی کن بدون جرأت به انجام رساندن آنچه می‌خواهم نمی‌میرم.

اگر می‌خواهی بدانی به شغلی که اکنون به آن مشغول هستی علاقه داری یا نه از خودت بپرس اگر اکنون چند میلیون دلار در بانک پول داشتم آیا باز به همین کار ادامه می‌دادم؟

آنهایی که به این سوال جواب مثبت می‌دهند معمولاً پیشاپیش دولتمند هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *