داستان الاغ پیر - سبک برتر | آموزش مهارتهای فردی و سازمانی
داستان الاغ پیر

۰۹ مرداد ۱۳۹۵

داستان الاغ پیر

کشاورزی الاغ پیری داشت که یه روز اتفاقی میوفته توی یک چاه بدون آب. کشاورز هر چه سعی کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بیرون بیاره. برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشه کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتن چاه رو با خاک پر کنن تا الاغ زود تر بمیره و زیاد زجر نکشه.

مردم با سطل روی سر الاغ خاک می‌ریختند اما الاغ هر بار خاکهای روی بدنش رو می تکوند و زیر پاش می‌ریخت و وقتی خاک زیر پاش بالا می‌آمد سعی می‌کرد بره روی خاک‌ها.

روستایی‌ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا اومدن ادامه داد تا اینکه به لبه‌ی چاه رسید و بیرون اومد.

مشکلات زندگی مثل تلی از خاک بر سر ما می‌ریزند و ما مثل همیشه دو اتنخاب داریم. اول اینکه اجازه بدیم مشکلات ما رو زنده به گور کنن و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *