قوانین طلایی ثروت - سبک برتر | آموزش مهارتهای فردی و سازمانی
ثروتها چگونه به سوی شما می آیند؟

۱۸ دی ۱۳۹۵

قوانین طلایی ثروت

ثروت‌ها چگونه به سوی شما می‌آیند؟

برای افزایش و ورود جریان ثروت به زندگی چه باید کرد؟

متن را بارها بخوانید و آنچنان بپذیرید و به آن عمل کنید که گویی بخش جدایی ناپذیر زندگی شماست. سعی شد مطالب کوتاه و کاربردی بیان شود تا برایتان مفید باشد.

وقتی گفته می‌شود نیازی به معاملات زیرکانه ندارید؛ به این معنی نیست که شما نباید معامله کنید و نیازی به معامله نسیت. بلکه منظور این است که جداً هیچگونه نیازی به انجام کارهای غیرمنصافه در معامله ندارید. شرط معامله این است که به هر کسی بیشتر از آنچه از او می‌گیرید بدهید.

 

یک داستان واقعی:

یک داستان واقعی برایتان تعریف می‌کنم هم باعث خنده است و هم جای تأسف. چند سال پیش در جمع افراد مسنی که غالباً کشاورز و دامدار بودند نشسته بودم. کسانی که این چنین جمع‌هایی را تجربه کرده باشند می‌دانند به دلیل سیگار کشیدن این افراد جو محیط و فضای اتاق طوری می شود که انگار در آن محیط مه غلیظی همه جار را گرفته است.

در چنین جمعی این افراد در کمترین زمان ممکن و به سرعت چای بعد از چای می‌نوشند و داستانهایی که دارند را برای یکدیگر تعریف می‌کنند.

 

یکی از آنان به اسم محمد که مردی ۵۵ ساله بود و با وجود مکنت زیاد لباسی کهنه و مندرس به تن داشت  پک تندی به سیگارش زد و گفت: چند سال پیش ماده گاو قهوه‌ای رنگ پیری داشتم که داشت روزهای آخر زندگیش را می‌گذراند. هر آن ممکن بود بمیرد، به صرافت افتادم بفروشمش به همین خاطر آن زبان بسته را سوار وانت کردم و به جمعه بازاری که در آن حوالی برپا میشد بردم. در آنجا هرکسی که ماده گاوم را می‌دید متوجه حال و روزش می‌شد و آن را از من نمی‌خرید.

 

ایده ای زیرکانه …؟!

به مدت ۲ هفته این کار را تکرار کردم و نتیجه همان بود کسی گاو را از من نمی‌خرید. در این میان چایش را به طرف دهانش برد و هورتی کشید و صدای عجیبی که تا به آن روز نشنیده بودم از خودش درآورد. بعد ادامه داد وقتی با ناامیدی به خانه برگشتم مالم را از دست رفته می‌دیدم و غصه دار شدم که ناگهان فکری به ذهنم رسید.

برای هفته بعد پیش از اینکه بخواهم گاو را به بازار ببرم مقداری تریاک را به روشی جالب به ماده گاو خوراندم و گاو را سوار ماشین کردم. پیش خودم فکر کردم نکند مرگش را جلو انداخته باشم و بادست خود گاو را بکشم. در این افکار بودم که صدای تکان خوردن گاو از پشت وانت توجهم را جلب کرد وقتی پایین رفتم گاو نئشه شده بود و کاملاً سرحال و قبراق بود. به طوری که از تعجب دهانم باز مانده بود و به خاطر فکری که کرده بودم در دلم به خودم آفرین می‌گفتم.

ادامه داد همین که به جمعه بازار رسیدم شروع به فریاد زدن کردم بیایید گاوی آورده‌ام برای فروش که لنگه‌اش را در هیچ جا ندیده‌اید. مردم دورم جمع شدند و گاو سرحال و رو فورم را دیدند و کمتر از ۲۰ دقیقه معامله را انجام دادم و به قیمت خوب فروختم و برگشتم.

 

تأیید بدی در بخشی از جامعه:

بماند جمعی که متاسفانه من به صورت اتفاقی در آنجا بودم چقدر تمجید و تحسینش کردند. اما بعد از گذشت چند سال هنوز هم موقع خرید گوشت گاو در خودم اکراه شدیدی دارم و اصلاً دوست ندارم از این گوشت استفاده کنم. قصه به همینجا ختم نمی‌شود و درباره سایر محصولات خوراکی حتی محصولاتی که در بهترین کارخانه‌ها تولید می‌شوند این قضایا آنچنان عادی است که فقط خود خداوند می‌داند ما چه چیزهایی را که نباید بخوریم و می خوریم.

 

  

قانون طلایی ثروت:

یک قانون طلایی وجود دارد که ضامن شرف و بزرگواری انسان است: (آنچه را برای خود می‌خواهی برای دیگران هم بخواه و آنچه برای خود نمی‌خواهی برای دیگران هم مخواه).

شما نمی‌توانید در ازای چیزی که از کسی می‌گیرید یا به او می‌دهید بهای نقدی بیشتر بگیرید. ولی قادرید تا ارزش بهره وری بیشتری در قبال قیمت آن به او بدهید. بنابراین، در صورتی که چیزی را می‌فروشید که برای دیگران سودمند نیست هم اکنون کارتان را متوقف کنید. چرا که لازم نیست شما به دیگران ضربه بزنید و بدون هیچگونه معطلی از آن شغل و پیشه خارج شوید.

 

افزایش عملکرد کارکنان:

در صورتی که فردی برایتان کار می‌کند لازم است تدابیری بیاندیشید که در صورتی که آن کارمند پشتکار و توان آن را دارد بتواند مسیر رو به رشدش را شروع کند. به جایگاهی برسد که مناسب اوست. درغیر این صورت توان او هدر می رود و شما نیروی عظیمی جهت پیشبرد اهداف سازمانتان را تبدیل به عنصری خنثی کرده اید. در ضمن و مانع رشد او شده اید با این کار او و خودتان را از داشتن پول بیشتر محروم کرده اید.

برنده/ برنده شعار نیست. بلکه از قانون طلایی پیروی می‌کند طوری اندیشه کنید که همراه با رشد شما دیگران رشد کنند در این صورت شما مسیر ثروتمند شدن را برای خودتان و دیگران هموار کرده اید نه مثل آن پیرمرد حقه باز و یا رئیس کارخانه هایی که از زور استبداد به کسی مجال رقابت و نشان دادن استعداد نمی‌دهند.

منظور از مدیریت: انجام دادن درست کارها است

در حالی که

منظور از رهبری: انجام کارهای درست است.

بنابراین برای رسیدن به ثروت کارهای درست انجام دهید و رهبر باشید.

بیشتر بخوانید: اصل پارتو (قانون ۲۰ به ۸۰)

 

تفکر و تجسم خلاق:

کار دنیا به اینگونه نیست که شما فقط بنشینید و خیال پردازی کنید و فکر کنید از آسمان برای شما نعمت نازل می‌شود بلکه منظور این است که شما تجسم خلاق خود را بر جوهره ی بیشکل و یا به تعبیر دیگر انرژی کل تصویر می کنید و هموار اندیشه و فکر خود را در جهت مثبت نگاه میدارید در عین حال با انرژی کامل نسبت به انجام کارها و اقدامات خود تعهد دارید و شما یک انجام دهنده هستید و شخصیت عامل دارید.

در چنین حالتی است که همه چیز برای رسیدن شما به ثروت ممکن است نه مثل آن مردی که روباه شلی را دید و سپس به کنجی پناه برد و پیش خودش گفت:

کز این پس به کنجی نشینم چو مور

که روزی نخوردند پیلان به زور

در کتاب راز ثروت نوشته والاس واتلز میخوانیم: «جوهر اصیل می‌خواهد تا هر اندازه که ممکن است در شما زندگی کند و از شما میخواهد تا هر آنچه برای زندگی سرشار از نعمت نیاز دارید داشته باشید.

این واقعیت را به ضمیر خودآگاهتان تفهیم کنید که تمایل شما به ثروتها با تمایل قادر مطلق برای تجلی بیشتر یکی است در آن هنگام ایمانتان شکست ناپذیر خواهد شد».

 

پولتان را اداره کنید:

اصلاً مهم نیست چقدر درآمد دارید شاید آنقدر کم باشد که کفاف مخارج شما را ندهد با این وجود در صورتی که شما نتوانید همان مقدار کم را اداره کنید چیزی بیشتر به دست نخواهید آورد.

شاید فکر کنید منظور قناعت است، وقتی حرف از اداره کردن پول به میان می آید ۴ عامل مهم و اساسی هستند:

  1. درآمد.
  2. پس انداز.
  3. سرمایه گذاری.
  4. ساده زیستی.

درنظر می‌گیریم درآمدتان کم است از همان درآمد خود را موظف کنید پس انداز کنید، سرمایه گذاری کنید در نتیجه ساده زندگی کنید.

 

چگونه با درآمد کم پول پس انداز کنیم؟

شما بدهی دارید درست است؟ اشکالی ندارد اجازه دهید مقداری دیگر بدهیتان بیشتر شود در عوض ۱۰ درصد از درآمدتان را پس انداز کنید. تا اندوخته نداشته باشید پول بیشتر به سرآغتان نمی آید می خواهید بپذیرد و اگر دوست ندارید به همان روشی که به فلاکت افتاده اید عمل کنید انتخاب با شماست.

آقای استفان کاوی در کتاب ۷ عادت مردمان مؤثر داستان غازی که تخم طلا می‌گذارد را برایمان بازگو می‌کند در آنجا به اصلی با عنوان  تولید و قابلیت تولید اشاره می‌کند.

 

تولید و قابلیت تولید پول:

اقای کاوی معتقد است: بهره وری مساوی است با توازن بین تولید و قابلیت تولید.

بنابراین وقتی پولی در کار نباشد شما قابلیت تولید نخواهید داشت.

برای ثروتمند شدن هرجایی که الان هستید و در هرحالتی که درآن قرار دارید و به هر میزان دارایی و سرمایه که دارید کافی است. ترس را از خود دور کنیدلازم است از همین امکانات شروع کنید از همین جا و همین زمان و شروع آن با پس اندازه ۱۰ درصد از ورودی پولتان شروع می شود.

با انجام این کار خواهید دید به مرور درآمدتان بیشتر می شود قادرید ۱۰ درصد از درآمد بیشترتان را پس انداز کنید.

یادتان باشد سرمایه گذاری روی خودتان به اندازه پس انداز ۱۰ درصد از ورودی پولتان مهم است شما بدون سرمایه گذاری روی خودتان و یادگیری بیشتر درجا خواهید زد آنگاه دوباره سیکل ناخواسته فقر تکرار می شود.

 

ذهن ثروتمند:

به قول آقای تی هارواکر در کتاب اسرار ذهن ثروتمند بیشتر مردم دارای برنامه ریزی ذهنی هستند که خرج کننده هستند تا ایجاد کننده پول. بنابراین، برای بیشتر شدن درآمدتان و برای اینکه یک ایجاد کننده پول باشید به خودتان تعهد دهید پولتان را اداره کنید.

چگونه؟

– ۱۰ درصد پس انداز

– ۱۰ درصد آموزش و یادگیری

– ۱۰ درصد امور خیر

– ۱۰ درصد تفریح

– ۶۰ درصد مخارج روزمره زندگیتان

 

 

موفق و پیروز باشید

احمد یاونگی

3 thoughts on “قوانین طلایی ثروت”

  1. سلام جناب یاونگی
    من قمری هستم. تازه عضو سایت شما شدم.
    ولی توی بخش کاربران اسمم رو درست نمی بینم که اصلاحش کنم
    اگه پنجره وارد کردن اسم یکم بزرگتر باشه میشه نام رو مشاهده و اصلاح کرد.

    من خلاصه کتاب استارت رو دانلود کردم و خوندم و خیلی خوب بود.
    من کارشناس ارشد پژوهش هنر و استاد دانشگاه هستم. حدود یک ساله
    دارم روی باورهام کار می کنم و دنبال یک مربی رشد شخصی
    خوب می گردم. بیشتر اساتیدی که سایت و آموزش دارن دوره های طولانی سختی
    توی زندگی شون داشتن و این رو توی زندگی نامه هاشون می گن. من وقتی به زندگی
    این دوستان نگاه می کنم دلیلی نمی بینم که ازشون آموزش ببینم.
    چون آدم معمولا باید از تجربیات و دانش کسی استفاده کنه که از خودش جلوتر باشه، نه عقب تر!
    مثلا منی که از ۲۰ سالگی شغل خوب و درآمد مناسبی داشتم دلیلی نمی بینم از کسی آموزش
    ببینم که تا ۴۰ سالگی مشکل مالی داشته!!! متوجه هستین عرض بنده رو؟ من موفقیت های تحصیلی
    و مدارک شما رو دیدم مخصوصا مدرک روانشناسی صنعتی شما توجه من رو جلب کرد.
    و مایلم از شما آموزش به عنوان مربی رشد شخصی ببینم ولی به دلیل کار تمام وقت نمی تونم توی
    دوره های شما شرکت کنم. می خواستم بدونم شما دوره آموزش از طریق ایمیل هم دارید؟
    اگر داشته باشید من مایلم توی اون شرکت کنم
    ممنون میشم به من پاسخ بدید و حتی اگر جوابتون منفی هست به من اعلام بفرمایید.
    با احترام – فاطمه قمری
    Fateme.Ghamari@yahoo.com

    1. درود بر شما خانم قمری
      به جمع خانواده صمیمی سبک برتر خوش آمدید. مچکرم از بابت عنایتی که نسبت به اینجانب دارید. برای شما آرزوی بهتر و بهتر شدن و پیشرفت دارم. تبریک میگم به شما به خاطر اینکه دارید روی خودتون سرمایه گذاری می کنید و دارید برای پیشرفت بیشتر اقدام میکنید.
      درخواست شما رو بررسی می کنم و از طریق ایمیل به شما پاسخ خواهم داد.
      خوش آمدید

      1. جناب یاونگی سلام و درود بر شما
        قمری هستم
        واقعا بهتون تبریک می گم برای نوشتن این کتاب ، بسیار خوب و جذاب نوشته شده ، کتاب امروز به دست من رسید و من توی نصف روز حدود صد صفحه ازش مطالعه کردم، باید خدمتتون عرض کنم: برای کسی که در نیمه های راه هست عالیه، اما کسی که اصلا مطالعه ای توی این حوزه نداره ، باید خیلی آهسته پیش بره و حتی برخی صفحات یا پاراگراف ها رو دوباره بخونه . و ممکنه خوندن این کتاب براش دو سه ماه یا ببشتر طول بکشه. بهرحال کتاب شما به درد هر دو قشر می خوره و این خیلی جالبه. نکته اصلی که از کتاب شما یاد گرفتم و خیلی به درد من خورد این نکته طلایی بود که باید با ضمیر ناخودآگاه اظهار دوستی کرد تا با ما راه بیاد و کاری که مایل هستیم رو برامون انجام بده. واقعا برای این نکته از شما متشکرم!!! چون من فکر می کردم تقویت باور مرکزی (من می توانم!) کافیه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *